معنی پیشهورز
6 بازدید
[ شَ / شِ وَ ] (نف مرکب) ورزندهٔ پیشه. پیشه ور. پیشه کار. کارورز: سپاهی نباید که با پیشه ور به یکروی جویند هر دو هنر یکی پیشه ورز و یکی گرزدار سزاوار هرکس پدید است کار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پیشهورز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر