معنی پیشخدمت
5 بازدید
[ خِ مَ ] (اِ مرکب) نوکری که چیزها بمجلس آرد و برد. خدمتکاری که خدمات حضوری سپردهٔ وی باشد. مرادف پیشکار. (آنندراج). خدمتگزار: این آهوی رمیده ز مردم نگاه کیست این فتنه پیش خدمت چشم سیاه کیست. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیشخدمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر