معنی پیشخانه
7 بازدید
[ پیشْ / شِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) (باضافت و بی اضافت) مقابل پس خانه. رحبه. وصید. روق. (منتهی الارب). مقدم البیت. (اقرب الموارد). رواق [ رُ / رَ ] . (منتهی الارب). صدر بیت. رواق که پیشگاه خانه باشد. (برهان). || ایوانی که در مرتبهٔ دوم باشد. (برهان). || مقابل پس خانه، بار و چادر و اسباب سفر سلاطین که از پیش برند. (انجمن آرا). آنچه پیش از کاروان برند چون چادر و دیگخانه و جز آن که چون بمنزل رسند جای و طعام آماده باشد. آنچه از بنهٔ شاهی یا بزرگی که قبل از ورود او بمنزلی بدان منزل فرستند. آنچه حکام و سلاطین از پیش فرستند در منازل از اسباب و ادوات. اسباب و آلات سفر شاه یا امیری که از پیش فرستند.
کلمات همقافیه با «پیشخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر