معنی پیشترک
5 بازدید
[ تَ رَ ] (ص تفضیلی مصغر، ق مرکب) مصغر پیشتر. کمی پیش. اندکی قبل : پیشترک زین که کسی داشتم شمع شب افروز بسی داشتم.نظامی. || اندکی جلوتر: زینگونه که شمع می فروزم گر پیشترک روم بسوزم.نظامی. من که درین منزلشان مانده ام مرحله ای پیشترک رانده ام.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیشترک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر