معنی پیشتر

معنی پیشتر

13 بازدید
[ تَ ] (ص تفضیلی، ق) (از: پیش + تر، علامت تفضیل) سابق. سابقاً. از پیش. قبلاً. مقابل پس تر. از پیش پیش. اسبق. اقدم : چنان بد که یک روز پرویز شاه همی آرزو کرد نخجیرگاه بیاراست بر سان شاهنشهان که بودند ازو پیشتر در جهان.فردوسی. هنرها ز زن مرد را بیشتر ز زن مرد بد در جهان پیشتر.فردوسی. زمین کهستان ورا داد شاه [کاوس ] که بود از سزاوار تخت و کلاه چنین خواندندش همی پیشتر که خوانی کنون ماوراءالنهر.فردوسی. یاد نکنی چون همی آن روزگار پیشتر تو تبوراکی بدست و من یکی بربط بچنگ. حکیم غمناک (از فرهنگ اسدی). همچو سلیمان که پیش بود ز داود پیشتر از زال بود رستم بن زال.منوچهری. در کف من نه نبید پیشتر از آفتاب نیز چه سوزم بخور، نیز چه بویم گلاب. منوچهری. گفت اگر پیشتر مقرر گشتی چه کردی؟ گفت هر دو را از دیوان دور کردمی. (تاریخ بیهقی). پیشتر از ما دگران بوده اند کز طلب جاه نیاسوده اند.نظامی. نبودیم ازین پیشتر سست کوش کنون گرمتر زان بر آریم جوش. نظامی. پیشتر از پیشتران وجود کآب بخوردند ز دریای جود. نظامی. وانگه که به تیرم زنی اول خبرم کن تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را. سعدی. || جلوتر: بدو گفت ازیدر مرو پیشتر بمن دار گوش از یلان بیشتر.فردوسی. تو زآن نامداران نه ای بیشتر ازین در که رفتی مشو پیشتر.فردوسی. گفت چرا نام خویش پیشتر از نام من نبشت. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۶). پیشتر آ، تا بگویم قصه ای بو که یابی از بیانم حصه ای.مولوی. قدم من بسعی پیشتر است پس چرا حرمت تو بیشتر است.سعدی. هیت لک؛ پیشتر آی. رجوع به شواهد کلمهٔ پیش در معانی مختلفهٔ آن شود. - پیشتر شدن؛ جلوتر شدن. رفتن پیش از دیگران. - || جلو افتادن. سابق آمدن : همه اسبان بدوانیدند تا کدام اسب پیشتر دود، اسپی بود آنِ منذر... او پیشتر شد. (ترجمهٔ طبری بلعمی).

کلمات هم‌قافیه با «پیشتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید