معنی پیشبینی کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) مآل اندیشی کردن. عاقبت اندیشی کردن. احتیاط بکار بردن. آخربینی کردن. آخر دیدن. رجوع به پیش بینی شود: خردمندی و پیش بینی کنی توانایی و پاک دینی کنی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پیشبینی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر