معنی پیش‌بینی

معنی پیش‌بینی

5 بازدید
(حامص مرکب) عمل پیش بین. دوراندیشی. احتیاط. دوربینی. احتیاطکاری. آخربینی. مآل اندیشی. عاقبت اندیشی. (انجمن آرا). عاقبت بینی : به پیش بینی آن بیند او که دیده نیند منجمان سطرلاب آسمان پیمای.فرخی. آنجا که پیش بینی باید موفقی آنجا که پیشدستی باید مظفری. معروفی بلخی. سلیمان را از حزم و بیداری و احتیاط و هشیاری و پیش بینی برمک عجب آمد و دل بر وی خوش کرد. (تاریخ برامکه). صواب آن شد ز روی پیش بینی که امروزی درین منظر نشینی.نظامی. مزن بی پیش بینی بر کس انگشت چنان کان نر کبوتر ماده را کشت.نظامی. در آن پیش بینی خرد پیشه کرد که لختی ز چشم بد اندیشه کرد.نظامی. حسابی که فرمود رای بلند کس از پیش بینی نیابد گزند.نظامی. پیش بینی خرد تا گور بود و آن صاحبدل به نفخ صور بود.مولوی. || دانائی. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «پیش‌بینی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید