معنی پیشبر
4 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) آنکه پیش برد. آنکه قبل از دیگران ببرد. || آنکه پیشتر بعدهٔ معینه برد و بر حریف غلبه کند در قمار. آنکه عدهٔ دست های برده اش پیش از حریف خاتمه یابد. سه دست پیش بر (در نرد و غیره)، یعنی سه دست بازی را از حریف زودتر ببرد. آنکه پیش از دیگران برد (در نرد و غیره). || (اصطلاح اسبدوانی) اسبی که جایزهٔ نخستین را میبرد و برندهٔ نخستین است. (از لغات فرهنگستان).[ ] (اِخ) دهی از دهستان زهان بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در ۹۷ هزارگزی جنوب خاوری قاین و۱۲ هزارگزی خاور اتومبیل رو اسفدان به اسفج. دامنه، معتدل، دارای ۳۲۱ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و زعفران و تریاک وشغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی و راه آنجا مالروست. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «پیشبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر