معنی پیشبخاری
6 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب)تجیرمانندی که برابر بخاری نهند تا مانع گردد که چیزی در آتش افتد. یا شراره ها بر فرش و سطح اطاق جهد. و قسمی از آن بصورت دیگر که بر زمین نهند متصل بخاری تا شراره ها بر فرش نریزد. || پارچه ای مربع مستطیل که از بالای بخاری دیواری فرو آویزند زینت اطاق را.
کلمات همقافیه با «پیشبخاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر