معنی پیشباره
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) پیش پاره. حلوای بریده. شفارج، فیشفارج؛ نوعی حلوا. رجوع به پیشیاره و پیشپاره شود.
کلمات همقافیه با «پیشباره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر