معنی پیشایوان
5 بازدید
[ اَ / اِ ] (اِ مرکب) فضای مرتفع و مهتابی جلو ایوان که سقف ندارد. صحن خانه. (آنندراج): ای در روش شهنشهی جفت بطاق گردون به درت ز کهکشان بسته نطاق هنگام سلام پیش ایوان تو عرش نازد بجواب ابروی گوشهٔ طاق.ظهوری. مجلسش را عرش پیش ایوان و کرسی صندلی مطبخش را آسمانها دود و کوکبها شرار. محمدسعید اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیشایوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر