معنی پیشانی کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) گستاخی کردن. بیشرمی نمودن : سپر از غمزهٔ مست تو بیندازد چرخ با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی. نزاری.
کلمات همقافیه با «پیشانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر