معنی پیشانی سودن
4 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) سر بر خاک نهادن. || تعظیم کردن. سجده کردن : براه او نخستین گام ما را سجده پیش آمد تو ای حسرت قدم میزن که ما سودیم پیشانی. میرزا بیدل.
کلمات همقافیه با «پیشانی سودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر