معنی پیشاب کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بول کردن. شاشیدن. رجوع به پیشاب ریختن شود.
کلمات همقافیه با «پیشاب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر