معنی پیشاب ریختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) بول کردن. شاشیدن. آب تاختن. در تداول اطفال جیش کردن. در تداول عوام ادرار کردن. پیشاب کردن. زهراب ریختن.
کلمات همقافیه با «پیشاب ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر