معنی پی‌سپر

معنی پی‌سپر

7 بازدید
[ پَ / پِ سِ پَ ] (نف مرکب) رونده. (برهان). سالک. پی سپار: دوستان همچو آب پی سپرند کآبها پایهای یکدگرند.سنائی. || بپای سپرنده. بزیر پای گیرنده. پایمال کننده. || (ن مف مرکب) لگدکوب. پی سپار. پاسپار. (شرفنامه). پیخسته. پایمال. پای کوب. لگدمال. بپا کوفته و مالیده. زیر پای کوفته و لگدکوب. (برهان) (جهانگیری): ازو شهر توران شود پی سپر بکین تو آید همان کینه ور.فردوسی. گردون که پی وهم مهندس نسپردش اندیشهٔ تأیید ترا پی سپر آمد.انوری. و آنکس که راه خدمت و طوع تو نسپرد جان و تنش به تیر بلا پی سپر شود. مسعودسعد. نکنم زر طلب که طالب زر همچو زر نثار پی سپرست.خاقانی. ناچار شود چهرهٔ تو پی سپر خاک گر چهرهٔ خاکست کنون پی سپر تو.خاقانی. خشت گل زیر سر و پی سپر آئید بمرگ گر بخشت و سپر میر و کیائید همه.خاقانی. در عرفات بختیان بادیه کرده پی سپر ما و تو بسپریم همه بادیهٔ قلندری.خاقانی. جرعه چینان مجلس همه ایم چه عجب خاک پی سپر مائیم.خاقانی. تشنه لب بر در دریا چو صدف سر و تن پی سپری خواهم داشت.خاقانی. پی سپر کس مکن این کشته را بازمده سر بکس این رشته را.نظامی. پی سپر جرعهٔ میخوارگان دستخوش بازی سیارگان.نظامی. زین غم به اگر غمین نباشی تا پی سپر زمین نباشی.نظامی. تنی چند را پی سپر کرد باز نشد پیش او هیچکس رزمساز.نظامی. گل هر مرغزار پی سپرست مرغزار قرنفل آن دگرست.نظامی. بلندی داده خاک پی سپر را چو فرزند خلف نام پدر را.؟ (از آنندراج). ماه و اختر گهر سلک تو باد لوح خور پی سپر کلک تو باد. ؟ (از فرهنگ ضیاء).

کلمات هم‌قافیه با «پی‌سپر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید