معنی پیسپار
5 بازدید
[ پَ / پِ سِ ] (نف مرکب) رونده و راهرو. (برهان): باد بهار بین که چو فراش خانگی در دشت و کوه شد به گه صبح پی سپار. ابن یمین. || (ن مف مرکب) پی سپر. لگدکوب و پایمال. (برهان).
کلمات همقافیه با «پیسپار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر