معنی پیر دهقان
5 بازدید
[ دِ ] (اِ مرکب) دهقان پیر. دهقان سالخورده. || کدخدا و بزرگ ده. || شراب انگوری کهنه. شراب کهنهٔ انگوری. (برهان). می انگوری. (شرفنامه). پیر سالخورده. (برهان): آن جام رخشان دردهید آزاده را جان دردهید وآن پیر دهقان دردهید از شاخ برنا ریخته. خاقانی. و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۴۴ شود.
کلمات همقافیه با «پیر دهقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر