معنی پیر دلیل
6 بازدید
[ رِ دَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) منصبی در حوزهٔ شیخ و مریدان. یکی از مراتب درویشان. در اصطلاح صوفیان کسی را گویند که واسطهٔ میان مرید و مرشد کامل است. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «پیر دلیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر