معنی پیرک
4 بازدید
[ رَ ] (اِخ) نام مردی پارسی که ابومسلم صاحب الدعوة او را پدر میخواند و در معضلات امور از وی مشورت میخواست چنانکه در بازگشت بنزد خلیفه با وی شور کرد و او گفت مصلحت می بینم به ری بازگردی تا در میان سپاه خویش باشی اگر خلیفه با تو سازگاری کرد بر جای خویش استوار مانی و اگر ناسازگاری کرد ترا آسیبی نرسد و خراسان پشتیبان تو باشد.
کلمات همقافیه با «پیرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر