معنی پیرقلیبیک
6 بازدید
[ قُ بَ ] (اِخ) از اقربای یوسف بیک استاجلو. صادقی کتابدار گوید: در زمان شاه مرحوم [شاه طهماسب اول ] للهٔ سلطان حسین میرزا (فرزند بهرام میرزا حاکم قندهار) بود. دولتمندست شعر هم میگوید و دیوانی به اتمام رسانیده است. این بیت از اوست: خطی عکسی گور و نور دیده کرین ایچره مور خیلی کذری تو شدی کمرقان ایچره این بیت فارسی هم ازوست: ز تاب می شده غرق عرق خونخواره ای دیدم شدم حیران، میان آب آتشپاره ای دیدم. (ترجمهٔ تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۱۲۸).
کلمات همقافیه با «پیرقلیبیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر