معنی پیرزا
6 بازدید
(اِخ) (ده...) نیم فرسخ مشرقی قصبهٔ پلی است بفارس. (فارسنامهٔ ناصری).(ص مرکب، اِ مرکب) آنکه از پدر و مادر سالخورد زاده و از آنروی ضعیف و زشت باشد. طفلی از پدری و مادری پیر: مگر پیرزائی، چرا از سرما می هراسی؟ چرا از سرمای کم متألم میشوی؟ مگر پیرزائی؟ || کسی که با موی سفید و بهیأت پیران ترنجیده پوست و زشت بدنیا آید.
کلمات همقافیه با «پیرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر