معنی پیرتاج
5 بازدید
(اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان پیرتاج. بخش حومهٔ شهر بیجار. واقع در ۶۶هزارگزی خاور بیجار. کوهستانی، سردسیر. دارای ۱۵۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات، محصول آنجا غلات و میوه و انگور فراوان و قلمستان و لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری و باغبانی. صنایع دستی زنان، قالیچه و جاجیم بافی. راه آن مالرو است. در فصل خشکی از طریق خانباغی اتومبیل میتوان برد. دبستان، پاسگاه ژاندارمری و ۵ باب دکان دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) یکی از پنج بلوک بیجار ناحیهٔ گروس، و آن از مغرب به بیجار محدود است و دارای ۴۹ قریه و ۹/۸ فرسنگ مساحت و ۸۴۶۲ تن سکنه است. و رجوع به جغرافیای تاریخی غرب ایران ص ۷۲ شود.
کلمات همقافیه با «پیرتاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر