معنی پژوهش کردن

معنی پژوهش کردن

4 بازدید
[ پِ / پَ هِ کَ دَ ] (مص مرکب) پژوهیدن. جویا شدن. پی جوئی کردن. بازجوئی کردن. بازجستن. جستجو کردن. تفحص کردن. تجسس کردن. تحقیق کردن. کاویدن. استفسار. تتبع. تفقد. تفتیش : ز هر کشوری گرد کن مهتران از اخترشناسان و افسونگران سخن سر بسر مهتران را بگوی پژوهش کن و راستی بازجوی.فردوسی. وزین هرچه گویم پژوهش کنید اگر خام باشد نکوهش کنید.فردوسی. که گر بازیابی بپیچی ز درد پژوهش مکن گرد رازش مگرد.فردوسی. که دانم که چون این پژوهش کنید بدین رأی بر من نکوهش کنید.فردوسی. که دانم که چون این پژوهش کنید وزین بند رأی گشایش کنید...فردوسی. کنند انجمن پیش تخت بلند ز کار سپهری پژوهش کنند.فردوسی. همانا که ما را نکوهش کنند چو از رزم جوئی پژوهش کنند.فردوسی. پژوهش همی کرد و نگشاد راز چنین تا ز خوان خوردن آمد فراز. اسدی (گرشاسب نامه ص ۲۱ نسخهٔ خطی متعلق به مؤلف). ز هر کدام پژوهش کنی ز باب و نیا جواب ندهد جز نام مادر و خواهر بدان صفت که تفاخر بنام مام کند کس ار ز باب پژوهش نماید از استر.قاآنی.

کلمات هم‌قافیه با «پژوهش کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید