معنی پژاگن
5 بازدید
[ پَ گِ ] (ص مرکب) فژاگن. پژوین. ناشسته. آلوده به ریم. پلید. چرکن. زشت. دَنِس: لطیف و جوانم چو گل در بهار پژاگن نیم سالخورده نیم.ابوشکور. و رجوع به فژاگن شود.
کلمات همقافیه با «پژاگن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گن» برای سرودن شعر