معنی پویه کردن
5 بازدید
[ یَ / یِ کَ دَ ] (مص مرکب) رفتن نه نرم و نه بشتاب : بر طراز آخته پویه کند چون عنکبوت بر بدستی جای بر جولان کند چون بابزن. منوچهری.
کلمات همقافیه با «پویه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر