معنی پویه دویدن
5 بازدید
[ یَ / یِ دَ دَ ] (مص مرکب) ضباح. ضبح. رَقَص. رَقْص. رَقَصان. فرار. فرّ. شطف و شطوف. مفر. وقصة. عسل و عسلان. (منتهی الارب). رمل. (صراح). خبب: ارتجح البعیر؛ جنبید شتر در پویه دویدن. (منتهی الارب). ارقال؛ پویه دویدن شتر. رجوع به پویه شود.
کلمات همقافیه با «پویه دویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر