معنی پوشیده‌روی

معنی پوشیده‌روی

7 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) پوشیده رو. روی پنهان کرده. نقاب دار. محجوب. روی نهفته. پوشیده رخ : بسان زنان مرد پوشیده روی همی رفت با جامه و رنگ و بوی.فردوسی. گرامی عروسان پوشیده روی بمادر نمایند رخ یا بشوی.نظامی. بیا ساقی آن بکر پوشیده روی بمن ده گرش هست پروای شوی.نظامی. || نهان. مخفی : جهانی دگر هست پوشیده روی به آنجا توان کرد این جستجوی.نظامی. || روی پوشیده. مستوره. پردگی. پوشیده رخ. دختر. زن : ز پوشیده رویان یکی شهرناز دگر پاکدامن بنام ارنواز.فردوسی. پسر هست و پوشیده رویان بسی چنین خسته و بستهٔ هر کسی.فردوسی. همه نام پوشیده رویان من ز پرده بگسترد بر انجمن.فردوسی. ز پوشیده رویان ارجاسپ پنج برفتند با مویه و درد و رنج.فردوسی. بفرمود از آن پس که هنگام خواب که پوشیده رویان افراسیاب.فردوسی. بپرده درون دخت پوشیده روی بجوشید مهرش بر آن مهرجوی.فردوسی. نشسته بر شاه پوشیده روی بتن در یکی جامه کافور بوی.فردوسی. ز پوشیده رویان جز از سرزنش نیابند شاهان برتر منش.فردوسی. ز چندین یکی را نبوده ست شوی که دوشیزگانیم و پوشیده روی.فردوسی. چو ما را که بودیم پوشیده روی برهنه بیاورد از ایوان بکوی.فردوسی. که پوشیده رویان ما در جهان بر آرند بر خویشتن در نهان.فردوسی. ز پوشیده رویان ده آراسته بیاورد گنجور و آن خواسته.فردوسی. از آن درد پوشیده رویان و داغ شده لعل رخسارگان چون چراغ.فردوسی. همه دخت ترکان پوشیده روی همه سروقد و همه مشک موی.فردوسی. برفتند پوشیده رویان دو خیل عماری یکی در میان جلیل.فردوسی. که پوشیده رویان و فرزند من همان خواهران را و پیوند من.فردوسی. ز پوشیده رویان بپیچید روی هر آنکس که پوشیده دارد بکوی.فردوسی. که در پرده پوشیده رویان اوی ز دیدار آن کس نپوشند روی.فردوسی. چو پوشیده رویان ایران سپاه امیران شدند از بد کینه خواه.فردوسی. همه دخت شاهان پوشیده روی کسی کو نیامد ز پرده بکوی.فردوسی. یکی دختری یافت پوشیده روی سه مرد گرانمایه و نامجوی.فردوسی. گفت [امیر محمد] باز گرد [خطاب به عبدالرحمن قوال ] و این حدیث پوشیده دار. (تاریخ بیهقی). چنانکه دیدم چندیست که من آنجا رسیدم و سوی هندوستان خواهد رفت و از من پوشیده کرده، میگوید بغزنین خواهم بود یکچند. (تاریخ بیهقی ص ۶۶۷). ز اسبان و پوشیده رویان و تاج دگر مهد پیروزه و تخت عاج.فردوسی. نگه کن بفرزند و پیوند من بپوشیده رویان دلبند من.فردوسی. بنزدیک پوشیده رویان شاه بیامد یکی مرد با دستگاه.فردوسی. نه مادرت بیند نه خویشان بروم نه پوشیده رویان آن مرز و بوم.فردوسی. بشد هش ز پوشیده رویان اوی پر از خون دل جعد مویان اوی.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «پوشیده‌روی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید