معنی پوشیدهرخ
5 بازدید
[ دَ / دِ رُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) روی پوشیده. محجوب. نقابدار. پوشیده روی. || دختر. زن. پردگی : سه پوشیده رخ با سه دیهیم جوی سزا را سزاوار بی گفت و گوی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پوشیدهرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر