معنی پوشنی
6 بازدید
[ شَ ] (اِ) مطلق پوشیدنی که دستار را شاید. پوشش. پوشیدنی. لباس. جامه : و پوشنی ستر زنده و مرده است. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۰۸). || ظاهراً پارچه و جامهٔ تنک و نازک است : میزند بادت از آنرو که چو رخت گرما پوشنی را ز بر خویش جدا میداری. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۳۱).
کلمات همقافیه با «پوشنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر