معنی پوشنده
6 بازدید
[ شَ دَ / دِ ] (نف) آنکه چیزی بر تن یا بر چیز دیگر پوشد. آنکه پوشد. || آنکه مستور دارد. آنکه مخفی کند. آنکه کتمان کند. ساتر. ساترة. کاتم. کاتمه : بر فضل تست تکیهٔ امیدوار از آنک پاشندهٔ عطائی و پوشندهٔ خطا.خاقانی. || بسیارپوشنده. ستار.
کلمات همقافیه با «پوشنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر