معنی پوسیده چوب
10 بازدید
[ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) ظاهراً پارهٔ چوبهای پوسیده است در زمینهای نمناک هند که مانند کرم شب تاب و کرم خاکی و امثال آن بشب روشنی دهد: چو پوسیده چوبی که در کنج باغ فروزنده باشد بشب چون چراغ.
کلمات همقافیه با «پوسیده چوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر