معنی پوسیدنی
6 بازدید
[ دَ ] (ص لیاقت) درخور پوسیدن. که پوسد. که سبکی و تخلخل و تباهی پذیرد. که بچرد. چریدنی (در تداول مردم قزوین).
کلمات همقافیه با «پوسیدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر