معنی پوست بر کسی زندان شدن
5 بازدید
[ بَ کَ زِ شُ دَ ] (مص مرکب) در عذاب و رنج بودن از زندگانی : یکی از پوست بیرون آی چون گل که بر من پوست زندان می نماید. سید حسن غزنوی.
کلمات همقافیه با «پوست بر کسی زندان شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر