معنی پوستین باژگونه کردن
5 بازدید
[ با نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) سخت تصمیم گرفتن. عظیم مصمم شدن. پوستین باشگونه کردن : بانگ برزد عزت حق کای صفی تو نمیدانی ز اسرار خفی پوستین را باژگونه گر کنم کوه را از بیخ و از بن برکنم.مولوی. و رجوع به پوستین باشگونه کردن شود. || باطن را ظاهر کردن : چون کند جان باژگونه پوستین چند واویلا برآید ز اهل دین.مولوی.
کلمات همقافیه با «پوستین باژگونه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر