معنی پوستین باشگونه کردن
5 بازدید
[ با نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) سخت مصمم شدن. رجوع به پوستین باژگونه کردن شود. || تغییر روش و رفتار و معامله دادن : باشگونه کرده عالم پوستین رادمردان بندگان را گشته رام.ناصرخسرو. رئیس امین را چو بینی بگوی که گرد فضولی بسی می تنی مکن، پوستین باشگونه مکن که در پوستین خودم افکنی.انوری.
کلمات همقافیه با «پوستین باشگونه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر