معنی پوستکن
5 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) سلاخ. کسی که در کشتارگاه از حیوان پوست کند. آنکه چرم از تن حیوانات کشته باز کند. || (ن مف مرکب) دانهٔ مغز از قشر جدا کرده.
کلمات همقافیه با «پوستکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر