معنی پوستپیرا
5 بازدید
(نف مرکب) آنکه پوست را دم دهد. آنکه پوست حیوانات آش نهد. پوست پیرای. دباغ. (منتهی الارب) (دهار) (دستور اللغهٔ ادیب نطنزی). آش گر. چرمگر. صرّام. || فرّاء. واتگر. پوستین دوز: امحس؛ پوست پیرای ماهر و زیرک. (منتهی الارب). دباغ ماهر. آشگر حاذق و آزموده.
کلمات همقافیه با «پوستپیرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر