معنی پوستفروشی
5 بازدید
[ فُ ] (حامص مرکب) شغل پوست فروش. || (اِ مرکب) آنجا که پوست فروشند. دکهٔ پوست فروشی.
کلمات همقافیه با «پوستفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر