معنی پوذ
6 بازدید
(اِ) پده. قاو. قو. خف : گر برفکند گرم دم خویش به گوگرد بی پوذ ز گوگرد زبانه زند آتش. منجیک ترمذی. رجوع به پود شود.
کلمات همقافیه با «پوذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وذ» برای سرودن شعر