معنی پودینه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) پونه. پودنه. فوتنج. حبق. نعناع. نعنع. غاغ. (منتهی الارب). پودنهٔ بستانی. فودنج. || پودینهٔ نهری. پودینه جویباری؛ حبق الماء. حبق التمساح؛ پونهٔ متداول امروز. رجوع به پودنهٔ لب جوی شود. || پودینهٔ کوهی؛ سعتر. آویشن. صعتر. پودینهٔ برّی. رجوع به آویشن شود. صاحب بحر الجواهر آرد: من البقول المعروفة نهریٌ و بستانیٌ و بریٌ و جبلیٌ. حارٌ یابسٌ فی الثالثة. یجذب من عمق البدن و یقطع و یجفف و ینفع من الجذام و الفواق و الخفقان و الیرقان و الغثیان و الاستسقاء و هو قوی فی اخراج الاخلاط الغلیظة اللزجة من الصدر و یقطع الباه و یمنع الاحتلام.
کلمات همقافیه با «پودینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر