معنی پهن گشادن
6 بازدید
[ پَ گُ دَ ] (مص مرکب) بسط کردن. پهن وا کردن. - پهن گشادن گوش؛ بدقت شنودن : چو قیدافه آگه شد از قیدروش ز بهر پسر پهن بگشاد گوش.فردوسی. بفرمود شه تا زبان برگشاد [فرستاده ] سخنها همه سر بسر کرد یاد فریدون بدو پهن بگشاد گوش چو بشنید مغزش برآمد بجوش.فردوسی. بدو گفت گودرز بازآر هوش سخن بشنو و پهن بگشای گوش.فردوسی. تو ای گرد پیران بسیار هوش بدین گفته ها پهن بگشای گوش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پهن گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر