معنی پهن گردیدن
6 بازدید
[ پَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) پهن شدن. عرض. (منتهی الارب). عراضة. (منتهی الارب). پهن گشتن. پخچ شدن. گسترده شدن. رجوع به پهن شدن شود.
کلمات همقافیه با «پهن گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر