معنی پهلو چرب
4 بازدید
[ پَ وِ چَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) پهلوی چرب. || جمعیت و فائدهٔ معتدبه. (آنندراج): در روزگار پهلوی چربی ز کس ندید دائم بود مکیدن انگشت کار شمع. ملک قمی. رجوع به پهلو شود.
کلمات همقافیه با «پهلو چرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر