معنی پهلو تهی کردن

معنی پهلو تهی کردن

5 بازدید
[ پَ تُ کَ دَ ] (مص مرکب) کناره کردن از کاری. (غیاث). پرهیز کردن و کناره نمودن از کاری و چیزی. (انجمن آرا). کناره کردن و دوری گزیدن و پرهیز و اجتناب نمودن از چیزی و از کسی تنها شدن. (برهان). پهلو خالی کردن. گریختن. پشت دادن. (شرفنامه). از زیر کار دررفتن. شانه خالی کردن. پهلو کردن. (آنندراج): پهلو تهی کند اجل از تیغ تو ولی از دشمنان دولت تو پر کند شکم. ظهیر فاریابی. پهلو از من تهی مکن که مرا پهلوی چرب هم ز پهلوی تست.خاقانی. کسی کانچنان دید بنیاد او تهی کرد پهلو ز پولاد او.نظامی. تو بصد تلطیف پندش میدهی او ز پندت میکند پهلو تهی.مولوی. آنکه پهلو تهی کند از کان صرهٔ سیم و زر کجا یابد.ابن یمین. پهلو تهی ز نکهت گل میکند مشام امشب که در بر آن بت مشکین کلاله نیست. طالب. ز لعب آنچه درین هفته الب سنقر کرد زحل بترسد و پهلو تهی کند بهرام.مختاری.

کلمات هم‌قافیه با «پهلو تهی کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید