معنی پهلو ساییدن
4 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) پهلو زدن. مقابلی کردن. دعوی برابری کردن. پهلو سودن : هر جای که مسعودسعد باشد کس با او پهلو چگونه ساید.مسعودسعد. رجوع به پهلوسای و پهلو سودن شود.
کلمات همقافیه با «پهلو ساییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر