معنی پهلو زدن

معنی پهلو زدن

6 بازدید
[ پَ زَ دَ ] (مص مرکب) (... با چیزی یا کسی) برابری کردن با کسی. با او دعوی برابری کردن. برابری کردن در مال و قدر و مرتبه. (برهان). پهلو سودن. پهلو ساییدن. مقابلی. مقابلی با او کردن. پهلو رسانیدن: قصری که به آسمان پهلو زدی. (از بلندی). جمالی که با فرشتهٔ آسمان پهلو زدی (از زیبائی): با بزرگان بزرگان جهان پهلو زدی ابله آنکس کو بخواری جنگ با خارا کند. منوچهری. آن قصر که با چرخ همی زد پهلو بر درگه او شهان نهادندی رو دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای بنشسته و میگفت که کوکوکوکو.خیام. آنکه پهلو همی زند با من پهلویی را نداند از دامن.سنائی. تخت ساز از حرص تا فرمان دهی بر تاج بخش پشت کن بر آز تا پهلوزنی با پهلوان. خاقانی. هر چند لاله صحن چمن را دهد فروغ پهلو کجا زند به بهی با گل طری؟ مجد همگر. زمانه با تو چه دعوی کند به بدمهری؟ سپهر با تو چه پهلو زند به غداری؟سعدی. با ژنده پیل پشه چو پهلو همی زند گر جان بباد بردهد الحق سزای اوست. ابن یمین. سحر با معجزه پهلو نزند دل خوشدار سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد. حافظ. ندارد کوتهی در دلربائی زلف از عارض که مصرع چون رسا افتد بدیوان میزند پهلو. صائب. ستاره ای است در گوش آن هلال ابرو ز روی حسن بخورشید میزند پهلو.ریاحی. با تن خاکی ز بس آتش مزاج افتاده ایم شعله بگذارد اگر پهلو زند بر گرد ما. طالب آملی. ای که با شیر میزنی پهلو پهلوی خویش را دریده بدان.شیبانی. - با (بر) چرخ پهلو زدن؛ برابری کردن با آسمان (در بلندی و رفعت): آن قصر که با چرخ همی زد پهلو.خیام. - پهلو زدن بر کسی؛ بر او برتر آمدن. بر وی فائق آمدن.

کلمات هم‌قافیه با «پهلو زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید