معنی پهلونشین
5 بازدید
[ پَ نِ ] (نف مرکب) مصاحب و مقرب. (آنندراج). یار. همدم : آیینه دار روی تو شرم و حیا بسست پهلونشین سرو تو بند قبا بسست.صائب.
کلمات همقافیه با «پهلونشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر