معنی پهلوشکاف
5 بازدید
[ پَ شِ ] (نف مرکب) که پهلو شکافد. درندهٔ پهلو: چو فردا علم بر کشد بر مصاف خورد شربت تیغ پهلو شکاف.نظامی. بمقراضهٔ تیر پهلو شکاف بسی آهو افکنده با نافه ناف.نظامی.
کلمات همقافیه با «پهلوشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر