معنی پهله
6 بازدید
[ پَ لَ ] (اِخ) نامی است که اطلاق میشده است بر اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربادگان. (مفاتیح). ولایت اصفهان و ری و دینور. (برهان). نام مجموع پنج ناحیت اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان. (ابن المقفع از ابن الندیم). نام قسمت شمال غربی ایران یعنی قطعه ای که یونانیان قدیم آن را میدیا مینامیدند و عبارت بود از ناحیهٔ ری و اصفهان... (قاموس الاعلام ترکی).[ پَ لَ ] (اِخ) دهی مرکز بخش زرین آباد از شهرستان ایلام، واقع در ۱۴۴ هزارگزی جنوب خاوری شهر ایلام. کوهستانی، گرمسیر، آب آن از رودخانهٔ میمه و چشمه سار، محصول آنجا غلات و حبوبات و تریاک و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری، راه مالرو و صعب العبور است. ادارهٔ بخشداری، پاسگاه ژاندارمری و زیارتگاهی بنام سید نصرالدین در ۲۱ هزارگزی شمال باختر ده دارد، و محل زیارتگاه اهالی پشتکوه است. جمعیت آن در حدود ۴۰۰ تن و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «پهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر